





نام: | |
ايميل: | |
حرمت به چاق ها
اگر چاق ها چاق هستند تقصيري ندارند. اغلب به اندازه ي يک فرد عادي غذا مي خورند. در حقيقت کافي است به يک سيب زميني چشم در چشم نگاه کنند و چاق شوند.
چاق ها زندگي مشکلي دارند. همه به انها نگاه مي کنند. ان ها را مسخره مي کنند. وقتي از پله ها بالا مي روند نفسشان بالا مي ايد. هرگز نمي توانند شيک پوش شوند.
بايد چاق ها را دوست داشته باشيد زيرا چاق ها دل کوچکي دارند.
2) چگونه بايد سلام کرد؟
خيلي اسان بگوييد سلام.
ميان جوانان و دوستان صميمي : به به سلام( يا اسم او را مي بريد يا نمي بريد.)
به يک خانم : سلام خانم ( بدون اينکه نامش را ببريد)
به يک اقا : سلام اقا ( بدون اينکه نامش را ببريد)
به يک اسب : ( سلام اقا اسبه )
اگر ماده است : ( سلام ماديان خانم)
اگر از نر و ماده بودنش بي اطلاعيد يک بار به عقب اسب توجه کنيد بعد روبه روي او بياييد و طبق دستور داده شده به او سلام کنيم.
به يک دختر ترشيده : (سلام خانم )
هرگز نگوييد سلام دختر خانم. بگذاريد خيال کند که اگر مي خواست مي توانست شوهر کند.
مجبور نيستيد به اين افراد سلام کنيد:
به اشنايي که در حال زدن صندوق بانک است.
به فردي که در حال خود کشي است.( اول بايد او رانجات دهيد بعد به او سلام کنيد.)
بهتر است که ادم به دوروغ نقش يک بد جنس را بازي کند تا اين که نقش يک ادم مهربان و درستکار. مهربان هاي دروغين معمولا بدجنس ترين ها هستند.
مشخصات يه دختر خوب
مقايسه دانشگاه با فيلم ها
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
کنکور = گذرگاه کاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = کشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده کوچک خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنکبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي که به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرک گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس کردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
کمک هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي کنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = کلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشکي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دکتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راکي1
تربيت بدني2 = راکي2
خاطرات استادها = اعترافات يک خلافکار
انصراف = فرار از کولاک
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديکتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = کميسر متهم ميکند
از دانشگاه تا خوابگاه = از کرخه تا راين